!برداشت شما--> چقد غمگینم
خدای مهربون با اینکه بهم نزدیکی ولی میخوام اعتراف کنم احساس تنهایی میکنمبا اینکه شاید ناشکری به حساب بیاد ولی حالم ناجور و آشوبهگیج و مبهوتهر چی میگم بزن بره جلوتر انگار سخت تره، تاب ندارمچیکار کنم؟نه جایی رو دارم نه کسی روچقدر حس درموندگی بد و تلخهپایین نمیره لامصب
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
احساس تنهایی، احساس خستگی، بیخوابی، گرسنگی، کلافگی... بهونه گیری...
چقدر غیرقابل تحمله.
کاش ماشین داشتم الان میرفتم دور میزدم.
کاش بدخواب نبودم لااقل اینجور وقتا خوابم میبرد
کاش میتونسم این حسارو دفع کنم.
حسای به درد نخور چقد قوی ان.
حتی نمیدونم چرا اینجا مینویسم ححح
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
من فقط دلتنگ شبهايى هستم كه زود هنگام بىآنكه به چيزى فكر كنم به خواب مىرفتم...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
عشق تنها چیزیه که از زمان و فضا بالاتره ...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
عشق چه کوتاه است
و فراموشی چه طولانی...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
کاش ترسو نباشم...
چقد سخته بدونی که ترسویی...
ک جرئت تصمیم گنده و سخت گرفتن نداری
ترسی دائم تو جونت ریشه دوونده...
باهاش بزرگ شدی و رشد کرده باهات
چطور میشه ترسو نبود...؟!!!
آه...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
آرامی پر هیاهو... مثل آتشی زیر خاکستر...
بی محابا دلتنگ...
پیوسته کبود از ضربه های پشت هم...
و خدایا از قوی بودن خسته ام ...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
قدیما شاید شرایط اقتصادی خوب نبود و دعواها زیاد بود و مشکلات بزرگ تر...
اما حداقل ادما طلبکار نبودن و جنبه داشتن و فرق داشت شوخیا محبتا...
چه خشک و بی روح شدیم...
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
دنیا همین است دیگر...
جنگ بی انتهای خاطرات ضد و نقیض...
+ تولدم.
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور
اگر زمان منتظر ما میایستاد تا ما به بلوغ برسیم،
قطعا زندگی با نقصهای کمتری را تجربه میکردیم.
نمیدانم زندگی بدون واژهی «افسوس» چه شکلی خواهد بود!
شیرینتر است یا مزهی یکنواختی دارد!؟
برچسب:
نویسنده: حسین اسدیپور